روزی دیوی، شیمیدان مشهور انگلیسی، نامه ای از دانشجویی ناشناس دریافت کرد.

دانشجو نوشته بود که نامش فارادی است و درس های استاد را آموخته است.

او تقاضا کرده بود که به او اجازه دهند در موسسه سلطنتی علوم نزد استاد کار کند.


دیوی از دستیار خود پرسید: به او چه پاسخی بدهم؟


دستیار گفت: او را بیازمایید. شستن بالن ها و لوله های آزمایش را به او بسپارید.

اگر موافقت کرد، دانشمندی واقعی خواهد شد.


دستیار اشتباه نکرده بود دیوی بعد ها گفت: من چند کشف علمی کرده ام که کم اهمیت نیستند، اما بزرگترین آن ها این است که فارادی را کشف کردم.